GNMA

تاریخ افغانستان و میراث فرهنگی آن

افغانستان” تقاطع اساسی فرهنگ” هایی است که در آن تمدن های قریب تمام آسیا در درازنای هزاران سال با ترکیبی دایمی تحول تجارت، رقابت ها، مهاجرت، تشکل های امپراتوری و درگیری های دوره ای در برخورد بوده است. این تاریخ پیچیدۀ تبادل ها سبب ذخیرۀ برخی از مهم ترین گنجینه های باستان شناسی، هنری، معماری و اسناد در جهان شده است.

عصر باختری برونز و زمان پس از کشورگشایی های اسکندرکبیر با تمرکز ویژه بر ساحه های “آی خانم”، “بگرام”و “طلاتپه” همه بخشی از مدنیت مهم افغانسان و افتخار مردم دلیر آن می باشد

این مشارکت ها در پاسخ به پیدایی دوبارۀ گنجینه های با شکوه نهفته در افغانستان و نمایشگاه آن، بر اهمیت این آثار روشنی نوی انداخته و گفت و گوها روی هنر و فرهنگ آسیای مرکزی را دوباره نیرو بخشیده است.

میر غلام محمد غبار تاریخ دان مشهور افغان در” افغانستان در مسیر تاریخ” می نویسد که یک باستان شناس امریکایی به نام” داکتر لویی دوپری” ساحه ای را در منطقه موندیگگ_ مونجی گک- در ۱۹۵۱ کاوش کرده است، مردمی که هزاران سال پیش در آن جا زنده گی می کرده اند و روستاییان مشتاق و مومن بوده اند، شناسایی کرده است.

آن ها از خشت های سفالی خام برای ساختن خانه های استفاده می برده، وقت خود را به زراعت و پرورش حیوانات مانند بز و گوسفند می گذراندند. همچان مشخص شد که کشت غله ها برای غذا و اهلی کردن حیوان ها از آن ساحه سرچشمه گرفته است. سپس در ۱۹۶۵ در حفاری های دیگری در این کشور جنس های مانند آیینه برنجی، دستبندها، اسلحه، انگشتر های دارای سنگ لاجورد، را پیدا نمود. او بر این شد که قدمت این اثر ها به ۳۰۰۰تا ۹۰۰۰ پیش از میلاد می رسد و باور داشت که تا ۲۰۰۰۰ پیش از میلاد هم می رسد. (۱)

فرهنگ افغانستان بیش از سه هزار سال دوام داشته است. سابقه آن به زمان امپراتوری هخامنشی ها در ۵۰۰ سال پیش از میلاد برمی گردد. باختر منطقه وسیعی در اطراف بلخ- از جملۀ مناطق مفتوحۀ اسکندر مقدونی بود که اثری ماندگار در بخش فرهنگ به جای ماند.

شهر باستانی بلخ در شمال کشور، در راه مسیرهای جاده ابریشم قرار داشت. بلخ یکی از مرکز های تجاری بزرگ منطقه بود و هزارها سال به عنوان مرکز سیاسی و مذهبی شناخته می شد. بر اساس برخی از منابع، بلخ جایگاه” زردشت” بود که برای نخستین بار دینی را به نام رزدشتی یا زرتشتی تبلیغ می کرد.

فرهنگ یونانی با زبان، خط و چهره نگاری یونانی، از جمله به روی سکه های حاکمان یونانو- باختری در منطقه ریشه دوانید. سکه های” اگاتوکلس” که در سده دوم پیش از میلاد حکومت داشت، تصویرها و نوشته های یونانی و آسیای جنوبی را ترکیب کرده، در روی بسیاری از سکه های نقش های بودایی و هندو قرار می دادند. این درآمیختگی فرهنگ ها در جنوب شرق “گندهارا” منطقه تاریخی افغانستان امروزی و بخشی از پاکستان را در بر می گیرد، گسترش داشت.(۲)

 

 

در طول تاریخ، افغانستان مورد حمله ها لشکرها، نیروها و حتی بسیاری از قبایل کوچی بیابان های آسیای مرکزی قرار داشته است. شماری از این حمله ها مانند یورش “چنگیزخان” بسیار ویرانگر بود، اما برخی ها مانند کوشانی ها سبب پیشرفت هایی هم شده اند. مسکن گزین شدن هزاران کوشانی به تمدن مناطق کمک نمود. “کوجولا کادفیسس” امپراتور کوشان را بنا نهاد. او اولین پادشاه قدرتمند کوشانی در افغانستان بود. در سال (۴۰) میلادی از هندوکش گذشت و حکومت کابلستان را شکست داد. او قلمرو خود را گسترش داد و کابلستان، کاپیسا، و رود سند را به باختر و سغد یک جا نمود. حکومتی به وجود آورد که سراسر افغانستان را در بر می گرفت.

زبان گفت و گوی کوشانی ها را “ختنی” و الفبای آن را که از چپ به راست نوشته می شد “خاروشتی” می نامیدند که قدیمی ترین الفبای شناخته شده در افغانستان می باشد. خاروشتی از ۵۰۰ سال پیش از میلاد تا ۵۰۰ سال بعد از میلاد یعنی به مدت هزار سال در افغانستان وجود داشته است.

در زمان امپراتوری کوشانی، تجارت در حال رشد بود. چون جاده ابریشم که چین، هند و ایران را با هم پیوند می داد، در کنترول افغانستان بود. وقتی “کنیشکا”ی بزرگ امپراتور شد، پیرو آیین بودا بود، تعالیم، هنر و معماری بودایی را تشویق کرد.

افغانستان بخشی از راه تجاری بین آسیای جنوبی و آسیای مرکزی بود. بودایی ها پیش از رسیدن به چین و گشترش دین در آن جا، از راه جاده ابریشم به صحرای “تکله مکان” رفتند، بنیان ها و پرستش گاه های بودایی شروع به رونق کرد و در نیتجه بوداهای بلند پیکر بامیان در قرن ششم ساخته شد. مجسمه های معروف بودا که در بامیان قرار داشتند، زمانی یکی از شگفتی های جهان به شمار می رفت. یپش ا زاین که سال ۲۰۰۱ با بم گذاری از سوی طالبان تخریب شوند و خشم جهان را برانگیزند، نشان می دهد که مردم منطقه در افغانستان در آن زمان از نظر معماری در چه حد پیشرفت قرار داشتند.

 

جــدول زمانــی تاریخــی افغانستــان قرن نــودم پیش از میلاد

 

۹۰۰۰-۳۰۰۰ پیش از میلاد

میرغلام محمد غبار تاریخ دان مشهور کشور در کتاب” افغانستان در میسر تاریخ می نویسد که” داکتر لویی دوپری باستان شناس امریکایی در نتیجۀ کاوشی که در سال ۱۹۶۵ در (آق کپرک- جنوب شهر مزار- کنار دریای بلخ) در شمال افغانستان انجام داد، آثاری مانند آیینه برنجی، انگشتر، دستند، اسلحه،  قیزه اسب، نگین لاجوردین انگشتر و چندین شواهدی به دست آورد که متعلق به دورۀ جدید حجر از سال های ۹۰۰۰ تا ۳۰۰۰ قبل از میلاد است. (۱)

در این ساحۀ بزرگ بز و گوسفند موجود بود، و این ساحه مربوط منقطه ای است که اولین بار حبوب غذایی در آن زرع گردیده و حیوانات اهلی شده است. داکتر لویی دو پری معتقد بود که این آثار می تواند تا ۲۰ هزار سال ادامه داشته باشد”.

” کاوش ها در سال ۱۹۵۱ در مدندیگک( ۵۵ کیلومتری شمال قندهار) نشان داد که مردم افغانستان از ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد ساکن و ده نشین بوده، خانه های از خشت خام می ساختند و به زراعت و مالداری می پرداختند.”

قـــرن ۳۰ قبــل از میــلاد

۳۰۰۰-۲۰۰۰ پیش از میلاد

تمدن در فلات آرین و دو سوی کوه هندوکش(افغانستان و بخشی از ایران): افغانستان در این دوره از کشاورزی و سیستم های آبیاری پیشرفته برخوردار بود، شهری با جمعیت بسیار زیاد به شمار می رفت.

 

قــرن شانزدهــم پیش از میــلاد

 ۱۵۰۰پیش از میلاد

اوستا کتاب رزتشت(زردشت) از بلخ(ولایت شمالی افغانستان) سومین نسخۀ خطی قدیمی در سال یک هزار پیش از میلات است. پس از سرود های ریگویدا درکتاب برهمن های هندو۲۰۰۰ تا ۱۵۰۰ پیش از میلاد که نخست در افغانستان خوانده و سروده شده است، در هند و تورات کتاب بنی اسراییل، به اکمال رسید.

۱۰۰۰ پیش از میلاد

در دوران هزارۀ اول پیش از میلاد، صنایع دستی، سکه ها، پزشکی، نجوم، نساجی، و کارهای فلزی در این منطقه رواج یافت.

     

 

قــرن ده تا شــش پیــش از میـــلاد

دهم تا ششم پیش از میلاد

در این مدت زمان کشاورزی و آبیاری، صنعت و صنایع دستی در افغانستان در حال پیشرفت بود. باختریا(ساحۀ شمال هندوکش و جنوب دریای آمو) چار راه بین آسیای مرکزی، ایران، هند، نقش بزرگ اقتصادی در رونق اقتصاد آسیای مرکزی داشت.

قــرن ششــم پیــش از میــلاد

۵۴۵-۵۳۹ پیش از میلاد

برای شش سال بین ۵۴۵تا۵۳۹  قبل از میلاد، کوروش با سپاه نیرومند به هدف فتح این سرزمین های مرطوب به سوی به غرب حرکت کرد که در این زمان فاقد حکومت مرکزی قوی بود. مردم افغانستان با سپاه کوروش رزمیدند و مقاومت زیاد از خود نشان دادند. کوروش کرمان، پارتیا، باختر، ستاگیدیا(هزاره جات)، سیستان، بلوچستان و قندهار را فتح کرده و در کاپیسا نبردهای بسیار سنگین داشت. او در سال ۵۳۹ ق.م در یکی از این نبردها کشته شد.

۵۱۶ پیش از میلاد

داریوش اول با حمله به افغانستان آن را بخشی از امپراتوری هخامنشیان قرار داد.

۵۰۰ پیش از میلاد

فرهنگ افغانستان برای بیش از سه هزار سال باقی ماند و سابقۀ آن حداقل به زمان امپراتوری هخامنشی ها در ۵۰۰ سال پیش می رسد. 

قرن پنجـم پیــش از میــلاد

قرن پنجم پیش از میلاد

میرزکه متعلق به قرن پنجم پیش از میلاد است. عثماند بوپرچی وقتی مصروف آموزش و کار بالای دکتورای خود در فرانسه بود در بارۀ میرزکه علاقه مند شد.  او سکه هایی را در کتابخانه ملی فرانسه که بسیاری از آنها مربوط به میرزکه بودند، بررسی کرد و با رائول کوریل که در سال ۱۹۴۸ میرزکه را مطالعه کرده بود، گفت و گوهای طولانی داشت.(۳)

قرن چهارم پیــش از میــلاد

قرن چهارم پیش از میلاد

آی خانم

ساحه باستانی آی خانم، شهر تاریخی اسکندریه است که در قرن چهارم پیش از میلاد به دنبال فتوحات اسکندر در کنار رود آمو بنا شده است(۸). بخش یونانو باختری آن در ساحل چپ رود آمو در نقطه تلاقی رود آمو و کوکچه قرار داشت و آن را برای کنترول قلمروهای شرقی اسکندر مقدونی به کار می گرفت(۵)

۳۳۰-۳۲۷ پیش از میلاد

اسکندر مقدونی پس از گرفتن مصر، آسیای صغیر(ترکیه)  با سی هزار سپاه، چهار هزار سواره نظام و آذوقه چهل روزه به قصد گرفتن دولت هخامنشی ها به سوی فارس حرکت نمود. پس از سه جنگ در آسیای صغیر، کنار دریای اسکندر- کردستان کنونی ترکیه- سپاه ایران را درهم شکست و آن را اشغال کرد. این عملیات چهار سال را گرفت، اسکندر پس از آن متوجه هندوستان شد که افغانستان در راه او قرار داشت. او فکر می کرد که بی درنگ از افغانستان می کذرد، اما چهار سال با جنگ و مقاومت شدید رو به رو شد. سرانجام در ۳۳۰ پیش از میلاد با گرفتن نزده هزار نفر تازه دم از یونان، با صدهزار عسکر هندوکش را برای دومین بار عبور و از شرق افغانسان به سوی هندوستان رفت. در این جنگ ها خود او و بطلیموس زخم برداشتند.(۱)

۳۱۲ پیش از میلاد

پش از مرگ اسکندر مقدونی افغانستان بخشی از امپراتوری سیلوکوس- شد

۳۰۵-۳۰۳ پیش از میلاد

هندوکش، گندهارا، اراکوزیا(مرکز اطراف کندهار باستان) و مناطق جنوب بگرام پس از شکست چندراگوپتا موریا- سلوکوس اول در جنگ موریان و سلوکی ها، بخشی از امپراتوری موریا شد. پس از مرگ اسکندر در ۳۱۱ پیش از میلاد از سوی چهار فرماندار یونانی( والی باختر و سغد، والی کابلستان و مناطق اطراف، والی هرات و سیستان، والی کندهار و بلوچستان قرار گرفت. در این زمان اتفاقی مهم در هند رخ داد. یک دولت نیرومند تحت رهبری چندراگوپتا موریا تشکیل شد. پس از مرگ اسکندر او پادشاهی مکدهه را سقوط داد و متصرفات یونانی را گرفت. او اولین کسی است که بزرگترین سلطنت تاریخی هند را تشکل کرد و متوجه ایالات شرقی افغانستان شد و سلوکوس حاکم یونانی را تا آن سوی رودخانه سند عقب راند. از همین وقت راه دخول دیانت بودایی و مبلغان بودایی در افغانستان باز شد.(۱)

قرن اول پیــش از میــلاد

قرن اول پیش از میلاد

هده و مجتمع صومعه های استوپۀ شورتیپه

این مکان ها باستانی پیشتر توسط باستان شناسان فرانسه و افغانستان کاوش شده بود.

ساحه های باستانی مشمول آنچه غارت و از بین برده شده است و در نهایت تا دوران طالبان

و حتی پس از آن ادامه یافت، مجموعه صومعه های شورتیپه، هده، آی خانم، باکتریا و تپه

مرنجان بود.(۵)

ساحۀ باستانی هده که به دلیل مجسمه ها و نقش های برجسته یونانی- بودایی پیچیده خود 

مشهور است در گندهارا- منطقۀ باستانی شمال شرقی کنونی افغانستان در ده کیلومتری شهر

 کنونی جلال آباد- نزدیک شاهراه تورخم- واقع است.(۴). این ساحه در دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۷۰

حفاری شد و قریب ۲۳۰۰۰ مجسمه سفالی و گچی آز آن یافت شد. این یافته ها نمونه ای

 از عناصر بودیسم و هلنیسم در سبک سنتی یونانی قریب کاملی بود که با مجسمه های یافت

 شده در معبد آپلو در باسه یونان قابل مقایسه بود. گفته می شود که هده در جنگ های

داخلی آسیب هایی قابل توجهی دید و در سال۱۹۸۰ به طور کامل ویران شد.(۴)

۳۰-۷۸ میلادی

افغانستان در طول تاریخ همواره مورد هجوم ارتش ها، نیروها و حتی بسیار از قبایل کوچی از بیابان های آسیای مرکزی بوده است. برخی از این هجوم ها مانند حملۀ چنگیز خان بسیار ویرانگر بود. اما برخی ها تحول های مثبت به همراه آوردند. یکی از این مهاجرت ها و تهاجم ها بعدی کوشانیان بود. هزاران کوشانی به کشور آمدند، بخشی از جمعیت شدند و به تمدن مناطق کمک کردند. کجولا کدیزس امپراتوری کوشانی را در دره ارغنداب بنا کرد. او اولین پادشاه قدرتمند کوشانی افغانستان بود، از هندوکش گذشت و در سال چهل میلادی حکومت کابلستان را از میان برداشت، قلمرو های خود را گسترش داد و کابلستان و کاپیسا و رود سند را به باختر و سغدیانه وصل کرد. به این ترتیب پس از یونانیان و باختر بار دیگر حکومتی که تمام افغانستان را در بر می گرفت به وجود آمد و تا سال ۷۸ میلادی ادامه یافت.(۱)

قرن دوم

۱۲۰

کنیشکای کبیر امپراتور امپراتوری کوشانیان شد. او قلمرو خود را از ازبکستان و تا  امروزی تاجکستان شمال دریای آمو به سوی شمال غرب تا شمال هند تا پتالی پوترا در دشت های گنگ گشترش داد. او پیرو آیین بودا بود و آموزه ها و معماری بودایی را تشویق کرد.

۱۵۱

استوپه های کنیشکا آباد شد. باستان شناس و زایر چین باستان چوانگ زانگ، گزارش داده که آن ها به قطر ۷۸ متر و بلندی ۱۸۰ تا ۲۱۰ متر پوشیده از جواهر بوده اند.

قـــرن چهــارم

320-460 م

در آغاز قرن سوم میلادی، امپراتوری بزرگ دوصد سالۀ کوشانیان به تدریج رو به انقراض نهاد و پس از مرگ”واسودوا” آخرین شاه کوشانی، به پایان رسید. تحت فشار از شرق و شمال، گروه های مختلف کوشانی به سوی غرب و شمالغرب آمدند. رهبر یکی از این گروه های مقتدر” کیدارا” بود. او پادشاهی نو کیدارا را که از بقایای کوشانی های بزرگ بود آغاز نهاد کرد. کیدارا با سپاه خود از شرق باختریا به سوی جنوب هندوکوش به کابل، کاپیسا، گندهارا و پختیا حرکت کرد و با متحد کردن بقایای مختلف امپراتوری کوشانی بزرگ، پادشاهی جدید کیدارا را تشکیل داد که از بامیان در غرب تا درۀ سند در شرق امتداد داشت. در شمال، کوهپایه های جنوبی هندوکش و کوه های جنوبی مرز جنوبی آن ها و احتمالا تا بنو بود. در واقع کیدارا را آخرین پادشاه امپراتوری کوشانی بزرگ و اولین پادشاه کوشانی کوچک می باشد.

قــرن پنجـــــم

۴۲۵-۵۶۶ م

یفتلی ها، هیاطله یا هان های سفید که بخشی از قبایل سیتی بودند از شمال مشرقی حوزۀ سیر دریا(رود خانه سیر؛ نام یونانی قدیمی آن جکسارتس) به افغانستان نقل مکان کردند. در قرن سوم سرزمین های شمالی آمو دریا( نام قدیمی یونانی اکسوس) را اشغال کردند. در آغاز قرن سدۀ پنجم از آمو دریا گذشتند و وارد نواحی شمالی افغانستان شدند و برای اولین بار در سال ۴۲۵ م در تخارستان ولایت تخار افغانستان حکومت تشکیل دادند. مشهور ترین قبیله های یفتلی ها” زاولی” است که در ولایت غزنی بودوباش کردند و نام جای خود را زابل و زابلستان(ولایت زابل) می نامند.

نخستین شاهان یفتلی” افتایلتو، و مهرپور” ( به همین نام ها در تاریخ شناخته شده اند.) با با دولت ساسانی که ولایت های شمال غربی و غربی افغانستان را زیر فرمان داشتند، داخل جنگ شدند. در جنگ اول نزدیک مرغاب، یفتلی ها از بهرام گور پادشاه ساسانی شکست خوردند. بعدها در نیمه های سده پنجم یزدگرد دوم شاه ساسانی  را در مرو شکست دادند.

مشهور ترین و مقتدرترین پادشاه یفتلی”اخشنور” نام داشت که در نزدیکی ۴۶۰ م بر تخت نشست. او بار دیگر به جنگ ساسانیان رفت و پس از درهم شکستن آن ها، پادشاه ساسانی- فیروز- را که در اصل به سلطنت رسید، درسال ۴۵۱ م به اسارت گرفت. اخشور که با خواهر قباد( قباد فرزند فیروز بود) ازدواج کرده بود بر تخت ساسانی نشست. قباد مجبور شد سالانه باج هنگفتی را با سکه هایی که الفبای کوشانی- یفتلی داشت به اخشنور بپردازد.

بودیسم مانوی و زرتشتی ادیان اصلی آن ها بود.(۱)

قــرن ششـــــم

۵۷۰ م

پیش از تخریب اخیر، مجسمه های بودا در قرن ششم تا هفتم در درۀ بامیان افغانستان، برزگترین مجسمه های دنیا به شمار می آمد. این دو مجسمه تاریخی به عنوان بودای بامیان شناخته می شوند، برای بیش از هزار سال بازدید کننده گان بودایی و غیر بودایی را شگفت زده کرده اند. مانند بسیار از بناهای تاریخی جهان، معلومات کمی در بارۀ کسانی که مجسمه ها را فرمایش داده یا سازنده گان آن در دست نیست. با این حال وجود آن ها به اهمیت باور بودایی و درۀ بامیان در این دوره اشاره دارد.

مجسمۀ غربی بودا که گرداگرد آن مغاره هاست، مربوط سده ششم تا هفتم، از سنگ، گچ و رنگ ها به بلندی ۱۷۵ فوت ساخته شده است. در سال ۲۰۰۱ ویران شد.(۱۰)

مجسمه خردتر معروف به بودای شرقی در زمان یفتلی ها ساخته شده است. 

قرن هفتم تا دهم میلادی

۶۴۳- ۶۶۱ م

فتح مسلمانان(افغانستان در زمان خلفای راشیدین

در سدۀ هفتم میلادی تمدن باستانی جهان که از یونان سرچشمه گرفته بود رو به زوال بود. امپراتوری روم در حال تجزیه و فساد بود، ایتالیا شکوه سابق خود را از دست داد و نظم اسپانیا از میان رفت. به طور خلاصه بخش بزرگی از اروپا زیر فرمان قبایل بربر بود. در آسیا امپراتوری ایران در حال روال بود و کشور پهناور چین و هند در زیر قدرت امپراتوری عثمانی و سلطنت های فرقه ای درهم شکست. فقر، ظلم و جهل بر سرزمین ها حکومت می کرد. در چنین روزگاری پیامبر بزرگ اسلام، حضرت محمد مصطفی (ص)، بر اساس توحید، آزادی، برابری و عدالت ظهور کرد.

۶۴۳-۶۵۸ م

جنگ افغان ها با اعراب به منظور رهایی از اسارت ساسانیان چین و ترکیه قریب دو صد سال دوام کرد.

۶۶۱-۸۲۰ م

افغانستان در زمان خلاف بنی امیه و عباسی

در سال ۴۷ هجری قمری(۶۶۷ م) زمانی که خلافت پیامبر گرامی اسلام(ص) به امپراتوری اموی منتقل شد، عرب ها از آمو دریا گذشتند. توانستند از طریق هرات یک مرکز عربی در نیشاپور و یک قدم پیش تر در مرو ایجاد کنند. در سال ۹۱ ه ق(۷۰۹م) که سرزمین های باختریان حکومت می کردند، با مقاوت شدید مردم رو به رو شدند و در مواردی تلفات سنگین دادند. آن ها در کابل با مقاومت جوانی به نام رستم داد کابل رو به رو شدند. سر انجام نیروهای جدید عرب به فرماندهی لیث بن قیس معروف به شاه دو شمشیره به کمک سپاهیان عرب آمدند. لیث کابل و گرداگرد آن به دست آورد.(۱) به این ترتیب، از ۲۳ تا ۱۲۹ ه ق(۶۴۳تا۷۴۹ م) جنگ سیاسی و نظامی عرب ها وبافغان ها برای یک صد سال به درازا انجامید.

ابومسلم خراسانی که سرشار از عقل و اراده قوی بود در جوانی به سرعت مرکز فعالیت های ملی شد. او با گروه مخفی بنی عباس که دشمن  بنی امیه بود تماس گرفت و نام خانواده آن ها را به نام عباس بن عبدالمطلب کاکای پیامبر اسلام(ص) گذاشت. هدف سیاسی خود را عملی کرد و به زودی یک صد هزار داوطلب از ولایت های مختلف مانند هرات، پوشنح، مرو، نسا، چغانیان، غور، تخارستان وغیره گرد آوری کرد. زیر نام امپراتوری، امارت خود را در سال۱۲۰ ه ق(۷۴۰م) اعلام کرد.

۶۴۲-۸۲۵

بنابر این ملت افغانستان از سال ۲۲ هق تا ۲۰۵ هق با عرب ها برخورد کرد و در نتیجه دین اسلام و زبان عربی با علوم اسلامی در کشور رواج یافت. وقتی افغان ها در سده اول اسلام را پذیرفتند، در علوم عربی و اسلامی مانند قرآن، تفسیر، حدیث، فقه و دانشمندانی چون امام ابو حنیفه- نعمان کابلی پیشرفت کردند. احمد بن حنبل مروزی، ابن مبارک مروی، حافظ بن عبدالله، محمد بن نصر مروزی، ابو داوود سجستانی، ابو خالد کابلی و دیگران تا قرا سوم هجری به دنیای اسلام پیشکش کردند.(۱۱)

۸۲۱-۸۷۲ م

حکومت طاهریان افغانستان

با انتقال پایتخت امپراتوری اسلامی از خراسان به بغداد توسط مامون عباسی، افغان ها دل از دست ندادند، در آن دم مردی چو طاهر ذوالیمینین در بغداد وجود داشت که امید شان به او جلب شد. طاهر پوشنجی هرات مردی ثروتمند، با تجربه و خردمند بود، داستان مردان فداکار مقابل فرمانروایی عرب ها و نیز داستان خانوادۀ برمکی و سهل خراسانی را می دانست؛ بنا بر این راه میانه را برگزید. در دربار بغداد کوشش زیاد کرد که از سوی مامون امیر خراسان شود و در سال ۲۰۵ هق(۸۴۵ م) وارد افغانستان شد. همین که سالی از امارتش سپری شد و افغانستان فتح شده را از تخارستان تا سیستان تامین و اداره می کرد، در ۲۰۶ هق‌(۸۲۶ م) آزادی افغانستان اسلامی را اعلام و نام خلیفه عباسی را از خطبه بر انداخت. بنا بر این، پس از دو سده کوشش افغانستان به اعلام و تحکیم استقلال خود از عرب ها در شمال و غرب کشور کامیاب شد. (۱۱)

۸۲۱-۸۷۲ م

حکومت صفاریان

در همین حال که امارت طاهریان خراسان تا نیم قرن ادامه داد و در برابر عرب ها میانه روی پیشه کرد، که البته سبب دلخوشی بیشتر مردم نبود، جست و جوی یک دولت قوی و جدی شروع شد. موسس این حکومت یعقوب بن لیث صفاری مروی اهل سیستان است که در سال ۲۵۳ هق توسط همرزمان دلیر خود اعلام سلطنت کرد. صفاریان در سیاست داخلی و خارجی برخلاف طاهریان رویکرد جدیدی در اختیار کردند. به این معنا که در چارچوب طرف بر اندازی سلطنت های فرقه ای افغانستان و وحدت دینی کشور به ویژه در ولایت های سیستان،  زابلستان، کابلستان، تخارستان، بلخ، نیشاپور، کرمان، بخشی از فارس، طبرستان و آمل، خوستان همه را شامل حکومت صفاریان قرار داد.

۸۷۴-۹۹۹ م

سامانیان افغانستان

خاندان سامانی اهل بلخ و مذهب شان زردشتی بود. ناصر بن احمد سامانی بنیان گذار سامانیان می باشد. یک و ربع قرن بر افغانستان حکومت کرد. این دوره رنسانس اسلامی در افغانستان و آسیای میانه( افغانستان، ماوراء النهر و ایران) در امتداد این کاروان در حرکت بود. سامانی ها که پیش از غزنوی ها در بخارا دولت مستقلی داشتند، زبان عربی را جاگزین زبان رسمی کردند و به عنوان زبان رسمی به کار بردند. 

قرن دهم تا بیستم میلادی

۹۶۷-۱۲۰۱ م

دورۀ غزنویان- ۹۶۷ تا ۱۲۰۱ م

در سال ۹۶۱ م الپتگین از سوی عبدالملک فرمانروای سامانی به عنوان والی شمال افغانستان مقرر شد. پس از مرک عبدالملک، الپتگین از پسرش پشتیبانی کرد تا جانشین پدر شود، اما حلقه درونی کاخ از برادر عبدالملک- امیر منصور برای جاگزینی پشتیبانی کرد. امیر منصور سپس لشکری فرستاد که الپتگین را از بین ببرد. اما او این لشکر را در منطقه خلم شکست داد و به سوی قلب افغانستان- غزنی به راه افتاد. الپتگین با قدرت شمشیر خود غزنی را در ۹۶۲ م به دست آورد. در سال ۹۷۷ سابوکتاگین- داماد او به تاج شاهی رسید. او را بنیان گذار سلسله قدرتمند غزنویان می دانند و امیر خراسان می خواندند. با فتح بست، قسدار در بلوچستان، لغمان، پشاور، بخارا، هرات، نیشاپور، تخارستان و بلخ یکی پس از دیگری گسترش پادشاهی را آغاز کرد. او اتحاد سیاسی کشور را تکمیل کرد و به سمت شرق تا رود سند پیش رفت. یکی از مشهور ترین فرمانروایان افغانستان سلطان محمود غزنوی(۹۹۸ تا۱۰۳۰) بود. در ۲۷ ساله گی در نیشاپور خود را پادشاه خواند. او در غزنی برادرش اسماییل را که در بلخ اعلام پادشاهی کرده بود، شکست داد. اسماییل در جوزجان زندانی شد. سلطان محمود امپراتوری وسیعی ایجاد کرد که از قزوین ایران تا شمال هند و از خوارزم تا دریای عرب گسترش می یافت. سلطان محمود در سال ۱۰۳۰ م در ۵۹ ساله گی درگذشت و فرزندش سلطان مسعود به شاهی رسید.(۱)

۱۰۳۸جل-۱۱۴۶ م

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۱۰۶۹-‍۱۲۲۵ م

امپراتوری سلجوقیان در افغانستان

طغرل بنیان گذار سلسله سلجوقی ها، یکی از شاهان قدرتمند زمان خود بود. او در سال ۱۰۶۳ درگذشت.

سلجوقی ها بیشتر بادیه نشین بودند، با سبک زنده گی شهری آشنایی نداشتند. جلال الدین ملک شاه پسر آلپ ارسلام در سال های ۴۶۵-۴۸۵ هق(۱۰۸۶-۱۱۰۶)  مرد بزرگی از افغانستان به نام خواجه نظام الملک طوسی را که وزیر پدرش بود به عنوان وزیر دولت خود برگزید. به این ترتیب او سبب پیشرفت قلمرو خود به دست این وزیر بی نظیر شد. شاه پادشاهی سلجوقی را در آسیای صغیر تاسیس کرد و امپراتوری خود را از مرز های کاشغر و آسیای مرکزی تا دریای روم گسترش داد و علم و ادبیات را توسعه بخشید. نظام الملک کتاب سیاست نامه را نوشت و در اصفهان، هرات، بصره و بغداد مدرسه ها و بناهایی ساخت؛ عمر خیالم شاعر و حکیم نامدار تاریخ جلالی را تنظیم کرد.

برکیارق، پسر شاه برادر خود- سنجر را در ۴۹۰ هق (۱۱۱۱م) نایب السلطنه افغانستان اعلام کرد. سنجر در ۴۹۸ هق(۱۱۱۹م) استقلال افغانستان را اعلام کرد و در سال ۵۲۴ هق( ۱۱۴۵م) ماوراءالنهر را به خاک خود یکجا نمود.

دولت خوارزمیان، خوارزمشاهیان

وارث کلان سلسله خوارزمیان اهل گرجستان(میمنه) افغانستان به نام انوشتگین غرجه و از مقام های دربار سلطان ملکشاه سلجوقی بود که بعد به نام حاکم خوارزم منصوب شد. در ۴۹۱ هق(۱۱۱۲ م) سلطان سنجر شاه سلجوقی خراساست(افغانستان) محمد پسر انوشتگین را به حکومت خوارزم گماشت. این شخص سی سال در آن جا حاکم بود. پس از مرگ قطب الدین محمد، پسرش اتسز خوارزمی از سوی سلطان سنجر به حکومت خوارزم مقرر شد، اما اتسز رویای بزرگی دید، درسال ۵۳۵ هق ۱۱۵۶ م در جنگ هایی بین او و سنجر اعلام استقلال کرد، شکست خورد و سر انجام ترکان غز را بر ضد سنجر تحریک کردند، به این ترتیب حکومت سلجوقیان افغانستان را سرنگون کردند. پس از این شاهان خوارزم مستقلانه حکومت کردند، مانند سلطان محمود غزنوی در پی تشکیل حکومت بزرگ بودند. سلطان علاءالدین محمد فرزند همان کسی است که حکومت قراختاییان ترکستان شرقی و حکومت غوری افغانستان و حکومت های کوچک اتابکان فارس و آذربایجان را یکی پس از دیگری تشکیل داد و امپراتوری بزرگ خوارزم را ایجاد نمود.

۱۲۱۱-۱۳۵۸ م

حملۀ مغول- چنگیزخان

در سال ۵۵۸ هق ۱۱۶۲ م) تموچن در درۀ بالای آمور دربا متولد شد پسان ها لقب چنگیز یعنی امپراتور بزرگ را به خود گرفت. پدرش یوسوکای نام داشت، از قبیله قیات بورچی و رییس قبیله  خود در مغلولستان بود. چنگیز وقتی به جای پدر نشست، قبیله های همسایه و وحشی را زیر یک پرچم و با استقامت ملت های متمدن گرد آورد. او در ۵۷۱ هق ۱۱۹۲ م فرمانروای قبیله خود شد. پس از جنگ با مخالفان خود یکی از ماموران طغرل خان مقلب به آنگ خان حاکم قبیله های کرد گردید. سلطان علاءالدین محمد خوارزمشان بر افغانستان، ماوراءالنهر و ایران که پایتخت آن ارگنج بود، حکومت می کرد. اما تفاوت زیادی بین این دو امپراتوری موجود بود. امپراتور سلسله تورانی مردی خشن و خون خوار بود که بر نیروی چند صد میلیونی فرمانروای جنگی وحشیانه بود؛ همه از دستور های او پیروی می کردند، از اول نمی دانستند که برخلاف امپراتور مسلمان، مرد مدنی بود و قومی را فرماندهی می کرد که همگی متمدن، ثروتمند و دارای ویژه گی های شهری بودند.

چغتای ها در ماوراءالنهر مرکز گرفتند و از تخارستان و حاکمان شان از بلخ تا کابل و زابل به طرز وحشیانه ای بر افغانستان حکومت می کردند. ولایت های شمالغربی کشور در آن زمان به امپراتوری مغولان ایران تعلق داشت و ولایت های سند، کشمیر، سیستان، پختیا، بلوچستان و گندهارا به شکل سلطنت های فرقه ای محلی در آمدند.  

 

۱۳۳۲-۱۳۷۰ م

آل کرت- شهزاده های آل کرت هرات

در زمان حکومت غوریان افغانستان یکی از اعضای خانواده سلطنتی به نام عمر مرغنی نایب الحکومه هرات بود. بنیان گذار این سلسله شمس الدین مردی فاضل و متمدن است. پسر شمس الدین اول در توسعه زراعت و عمارت خدمت های زیاد کرد. فخرالدین فرزنده وی مرد دلیر، نویسنده، شاعر و ممدوح ربیعی ناظم کتاب کرت نامه به شمار می رفت و با مغلول های فارس جنگ های دلیرانه نمود. حکومت کرت هرا تنها حکومت محلی افغانستان در دورۀ بربریت مغلول و چغتای بود که بخشی از کشور را با سیاست و تاتیک اداره کرد و تمدن و آموزش ملی قدیمی را زنده نگه داشت. بنابر این آل کرت هرات که از بازمانده گان غوریان بودند در بین سال های۷۳۳ هق ۱۳۳۲ م تا ۷۷۲ هق ۱۳۷۰ م این فرصت را یافتند که به طور مستقل بر سرزمین خود حکومت کنند. مزید بر حکومت کرت ها بر هرات در زمان استیلای مغلو تا حمله امیر تیمور گورگانی، حکومت های افغانستان وجود داشته و یا تازه تاسیس شده اند هریک در مناطق مختلف کشور در برابر دشمنان خارجی حضور داشته اند. در سال ۷۳۷ هق حکومت سر بداریه در ولایت سبزوار توسط عبدالرزاق فرزند جمال الدین خان از خاندانی تاریخی برامکه افغانستان ایجاد شد و به مقابل دولت مغولی فارس مقاومت نمود.

۱۳۶۹-۱۵۱۴م

امیر تیمور گورکان و افغانستان تیموریان

امیر تیمور پسر تراغای حاکم ترکستان  و از ملاک های شهر کَش فرارود بود. او در ۲۵ شعبان ۷۳۶ هق در همین شهر به دنیا آمد. قبیله او از تاتار ترکستان بود اما در آن زمان تعلق به قوم مغول که چنگیزخان مشهور ترین آن ها بود نوعی افتخار به شمار می رفت. بنا براین امیر تیمور نسب خود را به قوم مغلول رساند.  تیمور در زبان چغتای به معنای آهن است و با القاب امیر تیمور، تیمور لنگ، تیمور گورکان و صاحبقران یاد می شود. حکومت تیموریان افغانستان یک سده دوام کرد و سرانجام به دلیل پیدایش دولت های صفوی ایران و ماوراءالنهر روز به روز دایرۀ سیاسی آن  محدود شد تا این که به کلی از بین رفت و جای خود را به دولت های شمال و غرب افغانستان داد. در شرق حکومت جدید را به دولت نو تاسیس هند دادند و افغانستان بار دیگر تجزیه و ویران شد. 

۱۵۰۰-۱۵۹۸ م

نفوذ شیبانی ها و استراخانی ها(۱۵۰۰-۱۵۹۸ م)

در اوایل سده دهم هجری قمری، محمد شیبانی از اولاده های هلاکو خان، که با گروه خود از سایبریا به آن سوی دریا- ماورالنهر آمده بود، خاندان گورکانی را سرنگون کرد و دولت ازبک ها را بنا نهاد. دوازده تن از این  ها حاکمیت شان را …… از ۹۰۶ هق تا ۱۰۰۷ هق ادامه دادند و یک شعبه از آن ها بر دولت خوارزم شاهیان چیره شد. بلخ و مرو شامل قلمرو آن ها شد، یعنی به این ولایت ها محدود نمی شد که به هرات و نیشاپور هم توسعه یافت. قرارگاه اصلی شیبانی ها سمرقند و بخارا بود. آن ها به جذب دارایی های ولایت های اشغالی افغان ها توجهی نمی کردند، و ویرانی آن ها تا سده دیگر در محل های زیر کنترول شان در افغانستان ادامه داشت.

۱۵۰۱-۱۵۹۸ م

نفوذ صفوی ها(۱۵۰۱-۱۷۲۲م)

در آغاز سده دهم هجری قمری حکومت صفویان ایران تشکیل شد و از ۹۰۷هق تا ۱۱۳۵ دوام کرد. این دولت مانند دولت ازبک ها فراتر از ماورالنهر متمایل به افغانستان شدند و بر نیشاپور، هرات، مرو، بلخ، سیستان و کندهار حمله کردند. از زمان اسماعیل صفوی که به گونه رسمی در سال ۹۰۷ م در تبریز تاج گذاری نمود، تا ختم حاکمیت شاه طهماسب در ۹۸۹ هق دولت صفویان در شکست دادن ازبک های مقیم افغانستان چندان کامیاب نبودند.

۱۵۰۴-۱۷۰۷

نفوذ حکومت بابریان

در اوایل سده دهم هجری قمری، که افغانستان در درگیری بین دولت های شیبانی و صفوی گرفتار بود، شخصی به نام بهلول لودی در ۸۵۵ هق(۱۴۵۱م) تاج و تخت دهلی را در اختیار در آورد و سلسله لودی ها را بینان گذاشت که هفتاد و پنج سال ادامه یافت. ظهرالدین محمد بابر پسر کلان عمر شیخ- شهزاده تیمور بود بر فرغانه حکومت می کرد، اما بعد جانشینی پدرش، ترکان ازبک ها همه دارایی ها و سرزمین شان را به دست آورد. در ۹۱۰ هق( ۱۵۰۴م) شکست خورد، همراه با صدها طرفدار خود به امید پیروزی ها به سر می برد. سر انجام بنیان گذار امپراتور مغول در هند گردید. ظهیرالدین مانند پدر بزرگ خود تیمور لنگ، ترک بود و به این افتخار می کرد؛ همچنان ادعا داشت که نوادۀ چنگیز خان است. او کابل را به سبب آب و هوای ملایم و اهمیت تجارتی آن پایتخت خود انتخاب کرد. او هرگز به کابل برنگشت، اما بنا بر خواهش او جسدش پس از مرگ به کابل برده شد و در باغی که خودش ساخته بود- به نام باغ بابر(هنوز هم به همین نام باقی است) به خاک سپرده شد. افغان ها در زوال امپراتوری مغول های هند بی اثر نبوده اند. در جریان دوصد سال که مغول ها در هند حاکمیت داشتند، شهرهای مرزی افغانستان مورد حمله قرار داشت و به گونه مداوم در سه جبهه درگیر بود: مغول های از یک طرف، ایرانی ها در غرب و ازبک- ترک ها در شمال. کابل، هرات و کندهار مرتب با مدعیان رقیب درگیر بودند.

۱۷۰۹-۱۷۳۸م

دولت هوتکی های افغانستان و هفت سال سلطنت بر ایران(۱۷۰۹-۱۷۳۸م)

در اوایل سده یازدهم هجری قمری، ۲۵۰۰۰ سرباز ایرانی با فرمانروای ارمنی خود گورگین در شهر کندهار منتظر فرصت مناسب بودند. مردم محل همیشه مخالف قوت های ایرانی بودند. گورگین برای فرو نشاندن عملیات مردم، میرویس خان هوتک فرزند میرعلم هوتک رهبر قبیله غلزایی را از شهر کندهار تبعید و به دربار اصفهان فرستاد. میرویس پس از نظم دادن دقیق ادارۀ اصفهان و خصوصیات نگه بانان به مکه سفر کرد و در بازگشت به اصفهان شاه حسین صفوی را به بازگشت خود به کندهار باورمند ساخت. پس از رسیدن به کندهار، در ۱۱۲۰ هجری قمری، دیگر افغان های وطن دوست را به دور خود جمع کرد و شبی گرگین را با همراهان کشت و کندهار را مستقل اعلام نمود. میر محمود، پسر جوان میرویس که نقشه پدر را اجرا کرد به این معنی که پدر نیروهای دشمن را از کندهار بیرون کرد و فرصت ایجاد یک حکومت محلی آزاد را در هرات را به سران قوم ابدالی فراهم کرد. او برخلاف دشمن، فرصت فعالیت سیاسی را در اختیار سران محلی سیستان قرار داد. محمود به عنوان شاه افغانستان و امپراتور ایران تا سال ۱۱۳۷ هق در ایجاد یک سیستم خوب حکومتی در ایران کوشش های زیادی کرد. در این هنگام از داخل کشور، طهماسب- فرزند شاه حسین صفوی همچنان بر ضد او نقشه می کشید و از بیرون دولت های روس و ترک های عثمانی چشم طمع به ایران دوخته بودند. پس از این حسین خان به عنوان ملک حسین هوتکی سلطنت خود را در کندهار اعلام  کرد و تا جنگ های نادر شاه افشار در سال۱۱۵۱ هق به حکومت ادامه داد. اما این حاکمیت به کندهار محدود شد و با سایر ولایت های افغانستان تسری نیافت. پس از زوال حکومت تیموریان حکومت هوتکی ها اولین حاکمیت قابل توجه می باشد که در کندهار تشکیل شد و پس از دوران شاهنشاهی غزنویان بار دیگر ایران را فتح کرد. اگر چه دولت هوتکی در یک پارچه گی اداره سیاسی افغانستان از داخل کامیاب نبود اما همچنان بزرگترین نمونه استقلال و تشکیل امپراتوری جدید افغاستان برای دولت های بعدی بود.(۱۱)   

 

۱۷۳۵-۱۷۴۷م

نادر شاه افشار خراسانی

نادر قلی فرزند امام قلی مردی از خاندان افشار و اهل خراسان بود. او در ابیورد زاده شد و به شغل کشاورزی و پوستین دوزی مشغول بود. پس از مرگ والی از سوی شاه محمود سیستانی به ولایت خود مختار توس به عنوان والی حکومت محلی ابیورد مقرر شد. پس از گرد آوری نیروی کافی به شهر نیشاپور حمله کرد و آن را تصرف نمود. او در نبرد های متعدد پس از شکست دادن ترکان مناطق از دست رفته ایران را باز پس گرفت و از راه عهدنامه و مذاکره با دولت روسیه، سرزمین های سواحل خزر و باکو را پس گرفت. نادر در سال ۱۱۴۸ هق تاج گذاری کرد، پیش از این در سال ۱۱۴۴ هق در جنگ های پی در پی و شکست های سخت شهر و ولایت هرات را از سلسله حاکم محلی ابدالی گرفته بود. در سال ۱۱۵۰ هق به دلیل کامیابی فرزند دلیرش رضاقلی ولایت بلخ از تسلط جنگ های ماورالنهر خارج شد و پس از یک سال جنگ، شهر از تصرف شاه حسین هوتکی خارج گردید و متاسفانه ویران گردید. در سال ۱۱۵۱ هق مطابق ۱۷۳۷ م از راه کابل وارد هند شد تا دهلی را به دست آورد. بنا بر آن نادر در چند سال حکومت بزرگی مشکل از افغانستان، ماورالنهر، فارس و هند تشکیل داد و پایتخت را شهر مشهد قرار داد.

۱۷۴۷-۱۸۴۲م

دولت مستقل ابدالی افغانستان

پس از مرگ نادر شاه افشار، رهبران و سپاهیان افغان از ولایت توس به ولایت کندهار حرکت کردند و به شکیل یک جرگه در قلعۀ نادر آباد کوشش نمودند که پادشاهی را برگزینند. در نتیجه احمد خان ابدالی پسر زمان خان ابدالی والی سابق هرات که همراه سپاهیان افغان در ارودی نادر بود در سال ۱۱۶۰ هق به پادشاهی افغانستان برگزیده شد. احمد خان که ملت افغان او را به پاس خدمت هایش احمدخان بابای افغان نامیده بود در سال ۱۱۳۵ هق در شهر هرات زاده شد. در ۲۵ سال پادشاهی خدمت های مهمی انجام داد و پس از تشکیل دولت و اردو تمام ولایت ها مانند قطغن، بدخشان، کرمان، بلوچستان، سند، کشمیر، چترال، کابل، غور، پشاور و پنجاب را زیر یک اداره مرکزی قرار داد. بعد ها  برا حفاظت از ولایت های شمالی از رود آمو و چندین بار به هند حمله کرد و در همه جنگ ها پیروز گردید. احمدخان سدوزایی ملقب به احمدشاه بابا دوازده بار به هند حمله کرد. جنگ پانی پت با نیم میلیون سزباز در سال ۱۱۴۷ هق یکی از مشهور ترین جنگ های خارجی است که او را به عنوان قهرمان جنگ در تاریخ افغانستان و هند ثبت کرده است. همچنان او سازمان های مدنی را ایجاد کرد وزارت ها و اداره های ملکی و نظامی افغانستان را به گونه روشن تری تعریف و تاسیس نمود. برای نخستین بار لویه جرگه دایمی را از بزرگان ملی برای مشورت تشکیل نمود. پس از مرگ احمدشاه در سال ۱۱۸۷هق ۱۷۷۳ م دومین فرزند جانشین او تیمور شاه پایتخت را از کندهار به کابل تغییر داد؛ این خاندان به مدت یک قرن بر افغانستان حکومت کردند.

در زمان شاه شجاع پسر تیمور شاه- پسر احمدشاه تحریک قدرت های خارجی شعله جنگ های داخلی را بر افروخت که منجر به اولین جنگ افغان و انگلیس از یک سو و جنگ های متعدد افغانستان و ایران از سوی دیگر شد. در نتیجه معاهدات لاهور در سال ۱۲۵۴ هق- ۱۸۳۸ م و کندهار در سال ۱۲۵۵هق-۱۸۳۹م بین شاه شجاع و انگلیس ها، علاوه بر محروم  شدن افغانستان از استقلال سیاسی، ولایت های سند، ملتان، کشمیر، پشاور، اتک و دیره جات در شرق، از بدنه کشور جدا ساخته شدند. در همین چنگ همین جنگ بود که نواب محمد زمان خان، شجاع الدوله خان، وزیر اکبر خان، محمد عثمان خان تگابی، نایب امین الله خان لوگری، محمد شاه خان بابه کرخیل و ملا مومن غلجایی قهرمانان ملی افغانستان بار آمدند.

۱۸۴۲-۱۸۷۴م

1879م

حکومت محمد زایی در افغانستان

در سال ۱۲۷۳ هق سردار سلطان احمدخان بارکزی حکومت هرات را به دست گرفت، در ۱۲۷۹ پسر شهنواز خان جانشین وی شد. به هر حال، به زودی امیر دوست محمدخان اولین شاه سلسله محمدزایی هرات را بخشی از افغانستان نمود و سلسله محمدزایی را بنیان گذاشت. پس از آشفته گی داخلی در کشور امور خاندان سلطنتی ابدالی و مسایل کشور به دست چند برادر وزیر فتح خان مقتول افتاد. انگلیس ها به بلوچستان حمله کرده بودند و سند دیگر از حکومت افغانستان اطاعت نمی کرد. در این حالت بحرانی، امیر دوست محمدخان در ۱۲۵۰ هق(۱۸۳۵م) خود را امیر افغانستان خواند. زمانی که انگلیس ها درخواست امیر را رد کردند، در همین حال شاه شجاع محروم از ولیعهدی اعلام کرد که اگر انگلیس ها او را در گرفتن قدرت در کابل کمک کنند، حاضر است پشاور را به سیک ها بسپارد. در همین وقت ایرانی ها هرات را تخلیه کرده بودند، اما بریتانیایی ها همچنان افغانستان را در اشغال داشتند. بنا بر این اولین جنگ افغان و انگلیس( ۱۲۵۴-۱۲۵۸هق۱۸۳۸-۱۸۴۲م) آغاز شد. دوست محمد خان امیر تبعیدی از هندوستان بازگشت و مورد استقبال مردم قرار گرفت. او پیش از مرگ خود در سال ۱۲۷۹هق(۱۸۶۳م) توانست افغانستان را قریب به اندازه ای که امروز قرار دارد متحد کند.

جنگ دوم افغان- انگلیس

روس ها در مرزهای شمالی افغاستان لشکری تشکیل دادند. در سال ۱۲۹۵هجری قمری (۱۸۷۸م) هیئتی دیپلماتیک نزد امیر شیرعلی خان فرستادند. انگلیس ها هم به گونۀ متقابل یک هیئت دیپلماتیک به کابل فرستاد تا با روسیه برخورد کند اما نگهبانان مرزی در درۀ خیبر هیئت را متوقف نمود. انگلیس ها از رفتار دولت کابل خشمگین شدند؛ می گفتند باید دولت افغان از رویه خود عذرخواهی کند و اجازه دهد هیئت انگلیسی به کابل داخل شود. شرحی که امیر شیرعلی خان داد هم آن ها را قانع نکرد، بنا بر این جنگ دوم افغان و انگلیس در گرفت. نماینده گانی که در سال ۱۲۹۶ هق (۱۸۷۹م) بر اساس مفاد معاهده صلح( پیمان صلح گندمک) از سوی انگلیس ها به کابل فرستاده شده بودند چند هفته بعد از سوی افغان های مخالف این معاهده ترور شدند.

عبدالرحمن که مردم ترکستان زمین را به دور خود جمع کرده بود، در ازای به رسمیت شناختن پادشاهی خود از سوی دولت بریتانیا، استقلال روابط خارجی خود را به انگلیس ها واگذار کرد. در زمان پادشاهی او، روس ها و انگلیس ها در مورد مرزهای طولانی افغانستان با روسیه از مرزهای ایران تا پامیر ها به توافقی های قطعی دست یافتند. مرز های جنوب- غربی هند بریتانوی نیز با معاهدۀ ننگین خط دیورند تعیین شد که در نتیجه نیمی از قلمرو پشتون ها به نیروهای انگلیسی واگذار شد. 

 

۱۹۱۹م

جنگ استقلال

پس از مرگ امیر حبیب الله خان، پسر او امان الله خان تخت و تاج پدر را در اختیار گرفت و به عنوان شاه افغانستا قبول شد. بریتانیا در برابر وعده بی طرفی افغانستان در جنگ اول جهانی، وعده استقلال کامل این کشور را داده بود. چون این وعده عملی نشد، سبب شدکه جنگ سوم افغان و انگلیس در بگیرد. پس از ده روز جنگ، دولت بریتانیا در سال۱۹۱۹م موافقه کرد که استقلال کامل کشور را به قبول نماید. در ۱۹۲۱م بریتانیا در موافتنامه راولپندی استقلال کامل افغانستان را شناسایی کرد. شاه امان الله سیاست های انزوا طلبانه پدر کلان و پدر را ترک کرد و یک تعداد ریفرم های بنیادین را روی دست گرفت. در سال ۱۳۰۷هق (۱۹۲۷م) شاه امان الله اولین رهبر افغانستان بودکه عنوان شاه را به عوض امیر پذیرفت و با همسر خود ملکه ثریا از اروپا، ترکیه، مصر و ایران دیدن کرد. او از تحول های جهان به ویژه کشورهای مسلمان همسایه( ایران و ترکیه) شگفت زده شده و دست به اقدام ها و اصلاح های گسترده ای زد. موقف امان الله در برابر بریتانیا شکافی در سیاست آن کشور ایجاد کرد که از  زمان برای توطیه با سایر اشخاصی که مایل به قدرت رسیدن بر ضد شاه بودند، استفاده نماید. انگلیس ها پیشنهاد های امان الله خان را در نظر ملت به گونۀ منفی و تحقیر آمیز تبلیغ می کردند تا ملت را بر ضد او بر انگیزند.  به گونه مثال شاه را به توهین به مقدسات متهم و عکس های نیمه برهنه ملکه ثریا را به طور مصنوعی ساختند بین قبایل پخش کردند. آن ها همچنان عکس ساخته گی دیگری را تهیه کردند که گویا شاه دست پاپ را در اروپا بوسیده است. در همین حال جوانی به نام حبیب الله کلکانی تا چند تن از یاران وفادار خود از شمال به کابل آمدند تا تاج و تخت را تصرف کنند. شاه امان الله جنگ غیر ضروری را که سبب کشتن هموطنان می شد لازم ندانست و تاج و تخت را ترک نمود؛ نخست به هند و سپس به ایتالیا رفت. محمد نادر خان و برادران او به کمک روحانیون فرصت طلب مردم را در برابر حبیب الله کلکانی شوراندند. نادر خان با قبایل جنوبی داخل کابل شد و حبیب الله و حامیان او را کشت. بدین ترتیب او دولت خانواده محمدزایی را تشکیل داد. نادر در سال ۱۹۳۳ م هنگام دادن جوایز در یک مکتب به ضرب گلوله جوانی به نام عبدالخالق کشته شد. پس از ترور نادرخان پسر کلانش محمد ظاهر شاه به سن نزده ساله گی وارث تاج و تخت پدر شناخته شد. با معرفی قانون اساسی جدید و پارلمان برابر با معیارهای جهانی در سال ۱۹۶۴ تغییرات قابل توجه سیاسی را در افغانستان صورت داد.(۱۱)

اول جنوری ۱۹۶۵

اولین کنگرۀ حزب دموکراتیک خلق افغانستان(ح.دخ.ا) دایر شد.

۱۷ جولای ۱۹۷۳

محمد داوود خان در یک کودتا در برابر محمد ظاهر شاه خود را رییس دولت افغانستان اعلام کرد.

جنوری ۱۹۷۷

لویه جرگه قانون اساسی جدید را تصویب کرد. در قانون جدید برخی عنوان ها جدید بود و برخی دیگر با تغییرات آماده شده بود. یکی از آن ها ریاست جمهوری یک حزبی بود. قانون تصویب شد و محمد داوود به عنوان رییس جمهور قبول شد.

۲۲ اپریل ۱۹۷۸

انقلاب ثور: واحدهای نظامی وفادار به ح.د.خ.ا به قصر ریاست جمهوری حمله کردند. محمد داوود خان رییس جمهور و شمار زیادی از اعضای خانواده او را کشتند.

اول می ۱۹۷۸

انقلاب ثور: ح.د.خ.ا رهبر خود نور محمد تره کی را به عنوان رییس شورای انقلابی معرفی نمود.

جولای ۱۹۷۸

یک شورش در برابر دولت جدید افغانستان در ولایت نورستان به راه افتاد.

۵ دسامبر ۱۹۷۸

یک قرداد بین افغانستان و شوروی امضا شد که به موجب آن استقرار نظامیان شوروری در خاک کشور را بر اساس درخواست دولت افغانستان مجاز می دانست.

۱۴ سپتامبر ۱۹۷۹

تره کی از سوی نگهبانان و حامیان حفیظ الله امین نخست وزیر دولت کشته شد.

۲۴ دسامبر۱۹۷۹

جنگ افغان- شوروی: قوای شوروی از ترس فروپاشی رژیم امین به افغانستان حمله کرد.

۲۷ دسامبر۱۹۷۹

عملیات موسوم به طوفان ۳۳۳: نیروهای شوروی ساختمان های عمده دولتی و رسانه های کابل را مانند قصر تاج بیگ محاصره و حفیظ الله امین را از بین بردند.

۱۴ اپریل ۱۹۸۸

جنگ افغان- شوروی: دولت شوروی موافقتنامه های ژینو را امضا نمود که شامل جدول زمانی خروج نیروهای نظامی آن از افغانستان می شد.

۱۵ فبروری ۱۹۸۹

جنگ افغان شوروی: آخرین نیروهای شوروی افغانستان را ترک کردند.

اپریل ۱۹۹۲

به اصطلاح جنگ داخلی در افغانستان(۱۹۸۹-۱۹۹۲): احزاب سیاسی افغانستان موافقتنامه پشاور را امضا نمود که منتج به ایجاد دولت اسلامی افغانستان شد. صبغت الله مجددی رییس موقت این دولت برای مدت دو ماه مقرر شد.

اپریل ۱۹۹۲

با گلوله باری ها و پرتاب راکت های حکمتیار به اصطلاح جنگ داخلی آغاز یافت که با شدت و ایتلاف های مختلف تا سقوط حاکمیت پروفیسور ربانی و روی کار آمدن طالبان ادامه یافت.

۲۸ جون ۱۹۹۲

بر اساس موافقتنامه پشاور پروفیسور برهان الدین ربانی قدرت را به دست گرفت.

۱۹۹۲

حمله های طالبان و غارت منجر به از ین رفتن بیش از ۷۰ درصد از آثار یک صدهزار اثری موزیم ملی افغانستان شد. 

اگست ۱۹۹۴

دولت طالبان در یک شکل خردتر و محدود در دهکده ای میان لشکرگاه و کندهار ساخته شد.

جنوری ۱۹۹۵

طالبان به کمک پاکستان عملیات نظامی را در برابر دولت افغانستان و پایتخت آن کابل آغاز کردند.

مارچ ۱۹۹۵

طالبان عبدالعلی مزاری رهبر هزاره های افغانستان را پس از شکنجه کشتند.

سپتامبر ۱۹۹۶

جنگ داخلی افغانستان(۱۹۹۶-۲۰۰۱): قوای دولت اسلامی به سوی شمال افغانستان عقب نشینی کردند.

۲۷ سپتامبر ۱۹۹۶

جنگ داخلی افغانستان(۱۹۹۶-۲۰۰۱): طالبان کابل را گرفتند و امارت اسلامی افغانستان را اعلام کردند. داکتر نجیب الله رییس جمهور اسبق که در حمایت ملل متحد در کابل زنده گی می کرد توسط طالبان‌‌ شکنجه، اذیت و به دار آویخته شد.

اگست ۱۹۹۸

جنگ داخلی افغانستان(۱۹۹۶-۲۰۰۱): طالبان مزار شریف را در اختیار گرفتند. دوستم را مجبور به فرار نمودند.

۱۱ اگست ۱۹۹۸

تخریب کتابخانه عامه پلخمری از سوی طالبان که بیشتر از ۵۵۰۰۰ کتاب داشت و آثار خطی داشت و با ارزش ترین و زیباترین گنجینه آثار ملی و فرهنگی افغانستان به شمار می رفت. (۱۲)(۱۳)

۲۰ اگست ۱۹۹۸ 

عملیات سریع: از سوی ایالات متحده امریکا راکت های کروز را از مرکز آموزشی نظامی دریایی به سوی امارت اسلامی افغانستان پرتاب کرد.

قــــرن بیســت و یکـــم

۲ مارچ ۲۰۰۱ 

تخریب مجسمه های بودا در بامیان توسط دینامیت به امر ملا محمد عمر.

۹ سپتامبر ۲۰۰۱

احمدشاه مسعود یکی از قوماندان های مشهور مقاومت در یک حمله انتحاری دو عرب در لباس خبرنگاران فرانسوی کشته شد. (۱۴)

۲۰ سپتامبر ۲۰۰۱

پس از حمله های یازدهم سپتامبر در ایالات متحده امریکا جورج بوش رییس جمهور آن کشور  از دولت طالبان خواست که اسامه بن لادن رهبر القاعده را تحویل دهد و همه مرکز های آموزش تروریستی را در کشور مسدود نماید.

۲۱ سپتامبر ۲۰۰۱

طالبان التیماتوم- ضرب الاجل- بوش را بابت نداشتن شواهد کافی که بن لادن را به حمله های یازدهم سپتامبر مرتبط بداند، رد کردند.

۷ اکتوبر ۲۰۰۱

عملیات حفظ آزادی- یایدار سازی آزادی: ایالات متحده امریکا و انگلستان یک سلسله بمباردمان هوایی را بر مواضع القاعده و طالبان شروع کردند.

۷ اکتوبر ۲۰۰۱

گزارش شده که طالبان در جریان سال کم از کم ۲۷۵۰ اثر باستانی از موزیم ملی را نابود کرده اند.

۵ دسامبر ۲۰۰۱

شورای امنیت ملل متحد ایجاد نیروی بین المللی کمک به امنیت (آیساف) را برای حفظ امنیت در افغانستان و حمایت از اداره حامد کرزی تصویب کرد.(۱۵)

۲۰ دسامبر۲۰۰۱

کنفرانس بین المللی آلمان برای افغانستان: حامد کرزی به عنوان رهبر اداره موقت افغانتسان تعیین شد.

جولای ۲۰۰۲

لویه جرگه کابل حامد کرزی را به عنوان رییس ادارۀ انتقالی افغانستان تعیین کرد.

14 دسامبر 2003

لویه جرگه با ۵۰۲  نماینده دایر شد که در بار قانون اساسی جدید تمرکز نماید.

۹ اکتوبر ۲۰۰۴

حامد کرزی در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان رییس جمهور دولت اسلامی افغانستان برگزیده شد.

۲۰۰۵

شورش طالبان: پس از  تصمیم پاکستانی ها در جا به جا کردن قریب ۸۰۰۰۰ سرباز در  نزدیک خط فرضی دیورند شورش طالبان شروع شد.

۱ مارچ ۲۰۰۶

ریس جمهور بوش و همسرش به منظور باز گشایی سفارت بازسازی شده امریکا در کابل از افغانستان دیدن کردند.

۱۳ می ۲۰۰۷

درگیری های افغانستان- پاکستان: درگیری های بین دو کشور آغاز یافت.

۲۰۱۰

بارک اوباما رییس جمهور امریکا ۳۳۰۰۰ سرباز زیاده به افغانستان فرستاد که شمار تمام سربان بین المللی به ۱۵۰۰۰۰ نفر می رسید.

فبروری ۲۰۱۰

ملا غنی برادر شخص شماره دوم طالبان در پاکستان دستگیر شد.

۲۳ جون ۲۰۱۰

جنرال پتریوس به عوض جنرال مک کریستال قوماندان آیساف شد.

دسامبر ۲۰۱۰

نشست ناتو در لزبن: بیست و هشت سازمان و متحدان شان طی نشستی ۲۱۴ را پایان حضور نظامی در افغانستان تعیین کردند. در آن مدت قوای امنیتی افغان کنترول امنیتی کشور را به دوش خواهند گرفت.

۲۰۱۱

پس از کشته شدن اسامه بن لادن در پاکستان شماری از مقام های بلند رتبه افغان مانند محمد داوود داوود، احمدولی کرزی، جان محمد خان، غلام حیدر حمیدی و برهان الدین ربانی ترور شدند.

۱۹ جون ۲۰۱۱

رابرت گیتس وزیر دفاع امریکا برای نخستین از وجود رابطه با طالبان  به منظور پایان دادن درگیری سیاسی تایید کرد.

۲۲ جون ۲۰۱۱

بارک اوباما تقسیم اوقات خروج نظامیان امریکا از افغانستان اعلام کرد. قرار  شد یک سوم نیروی یکصد هزاری امریکا تا سال ۲۰۱۲ به خانه برگردند. ده هزار آن ها در همین سال بازگشت می نمایند.

۲۳ جون ۲۰۱۱

فرانسه خروج تدریجی نیروهای کمکی را همزمان با تقسیم اوقات زمانی نظامیان ایالات متحده امریکا اعلام نمود.

۲۰۱۲

شورای امنیت ملل متحد در قطع نامه ۱۴۰۱-۲۸ مارچ۲۰۰۲ ماموریت کمک ملل متحد در افغانستان(یوناما) را تاسیس کرد که از ۱۷ جنوری به بعد از سوی یان کوبیش وزیر امور خارجه سلواکی و رییس سازمان امنیت و همکاری اروپا اداره می شود.

۲۰۱۴

داکتر اشرف غنی سابق اقتصاد دان بانک جهانی در پنجم اپریل به عنوان رییس جمهور انتخاب شد. جنگ با طالبان همچنان ادامه داشت.

۲۰۱۸

گفت و گوها بین طالبان و ایالات متحده امریکا در دوحه آغاز یافت.

۲۰۱۹

یک سلسله حمله های تروریستی در افغانستان رخ داد.

۲۰۱۹

پس از یک سال، ۲۰۱۸ با حمله های متعدد تروریستی مشخص شد. افغانستان بار دیگر در ۲۰۱۹ با موجی از خشونت ها رو به رو شد. در خزان زمانی که مذاکرات بین امریکا و طالبان جریان داشت و کشور برا انتخابات ریاست جمهوری آماده می شد حمله ها به اوج رسید. قرار بود انتخابات در ۲۸ سپتامبر برگزار شود.

۲۰۲۰

پس از انتخابات عبدالله و غنی خود را برنده انتخابات اعلام کردند. در این صورت دو رییس جمهور در یک زمان بود. بعد از بگو مگو های زیاد عبدالله رییس کمیسیون صلح و غنی رییس جمهور شد. رهایی ۵۰۰۰ زندانی طالبان، تشدید حمله ها در شماری از محل ها و  ولایت ها. مذاکرات با طالبان ختم نشد و ادامه یافت

۲۰۲۱

در حالی که ترورهای هدفمند مقام های دولتی، فعالان حقوق بشر، ژورنالیستان و دیگران و بسیاری از انواع دیگر حمله ها تروریستی، روزانه در کابل و در سایر ولایت ادامه دارد، دور جدید گفت و گوهای صلح بعد سه هفته تاخیر در ۵ جنوری در دوحه شروع شد.  در حالی که دولت افغانستان و طالبان در گفته های خود از صلح فاصله داشتند.

ماخذ

  1. “Rigveda 1.126:7, English translation by Ralph TH Griffith”
  2. Arthur Anthony Macdonell (1997). A History of Sanskrit Literature. Motilal Banarsidass. pp. 130–. ISBN 978-81-208-0095-3.
  3. Osmund Bopearachchi, 2007, Some observations on the chronology of the early Kushans
  4. Dobbins (1971).
  5. Kim, Hyun Jin. The Huns. Routledge. p. 58. ISBN 978-1-317-34090-4.
  6. Hugh Kennedy (2010). The Great Arab Conquests: How the Spread of Islam Changed the World We Live In. 128: Hachette UK. p. 448. ISBN 9780297865599.
  7. Jump up to:abc “AN OUTLINE OF THE HISTORY OF PERSIA DURING THE LAST TWO CENTURIES (A.D. 1722-1922)”. Edward G. Browne. London: Packard Humanities Institute. p. 29. Retrieved February 10, 2012.
  8. “AN OUTLINE OF THE HISTORY OF PERSIA DURING THE LAST TWO CENTURIES (A.D. 1722-1922)”. Edward G. Browne. London: Packard Humanities Institute. p. 30. Retrieved February 10, 2012.
  9. “AN OUTLINE OF THE HISTORY OF PERSIA DURING THE LAST TWO CENTURIES (A.D. 1722-1922)”. Edward G. Browne. London: Packard Humanities Institute. p. 31. Retrieved February 10, 2012.
  10. “AN OUTLINE OF THE HISTORY OF PERSIA DURING THE LAST TWO CENTURIES (A.D. 1722-1922)”. Edward G. Browne. London: Packard Humanities Institute. p. 33. Retrieved February 10, 2012.
  11. “Calendars”. Encyclopædia Iranica. 1990.
  12. Civallero, Edgardo (2007). “When memory is turn into ashes” (PDF). Acta Academia. Retrieved 2 January 2021.
  13. Censorship of historical thought: a world guide, 1945–2000, Antoon de Baets
  14. “Why Did the United States Invade Afghanistan?”. fff.org. Retrieved 27 July 2015.
  15. “United Nations Security Council” (PDF). UN. Naval Postgraduate School. December 5, 2001. Retrieved October 6, 2010.